دل توی دلم تق تق پا / پا بند نمی شود/دیوانگی ها ی من در من
تکیه او را می زند/آمد با نمی دارمت دوست می داری ام چند؟
به سرفه می افتد/ از تو پرت می شود /زمین را می خورد/دست و پا می شکند
تکه ایی در گلو گیر می کند/ به سرفه می افتد / از تو پرت می شود
قطره قطره می ریزد
دریا فرو می برد خویش را /موج می زند نگاه بر پوست صورتت
از تو بر می خیزد
نفس خاطره را می بوسد / خوش آمدی
در یا دیوار/ چه فرقی می کند ؟؟
چند بار گفتی؟؟/ تقویم ورق می خورد
من گوش هایم پر است / آخرین بار که غرق شدم
در دروازه شد/ تکیه نکن / می افتی/ دستی نیست که پا را بنوازد
خوابت نمی برد/ دندانهایت سکوت می جود /چندش اش می شود
به سوراخی می خزد/جرقه می زند
پا پاک می شود / دوباره می کشی
دوباره راه می افتی / یک عصای چوبی / نفس که نمی زند
در خواب غرق می شوی
جنازه ایی به ساحل می رسد / روی دستها راه می روی/ صدا ضجه می زند
رگ دریا می زند/ رودخانه طغیان می کند
فردا پاهایت به ساحل می روند/ تو در آنسوی شیشه برایش دست تکان خواهی داد
قطره ایی می افتد / نگاه سنگین می شکند / خون راه می افتد
در میزند/ کسی نیست / سوال تکراری / سکوت میشنوی
بشکن/ جواب در جای دیگری پنهان است
فیلم نیم سوخته برای چاپ شدن تصویری ندارد
قاب خالی انتظار بیهوده عمری می کشد/ پاک کن
این پا شکسته اش بهتر / برای رفتن دلیلی نیست/ می افتی
سرفه از تو پرت می شود/ گریه ناموزون می رقصد در صورتت
دریا در تو موج می زند / خیس می شوی / سفید می پوشی / زیر باران قدم می زنی
سیاه بر سر می زنند دست / التماس می کند / فرصتی نیست
خیس می شود/ باران می بارد
رنگ ها بر آب می رود / می افتی/ برای شکستن هیچ نداری / بی صدا فرو می ریزی
روزها می روند چندان که خاطره/ فردا روز دیگری است .
پاهایی در کنار ساحل می دوند / انگشت که نداری / از حسرت چه به دندان می گزی؟
صدا به صدا نمی رسد / فریاد نکش/ پاک کن
این دنیای دیگری است / نقاشی هایت با باد می رود / می رقصد/ بند تمی شود
تمام می شود / تمام می شود
|
+| نوشته شده توسط
کویر در پنجشنبه پنجم دی 1387
|